:رضا زارعی گفت
سلام جناب ضرابیان محترم
خوشحالم که بالاخره موضعتان را در مورد صعود دوستان وبلاگنویس بیان کردید. هر چند هنوز نمیدانم نقدتان از فدراسیون چیست تا آنرا به گوش ایشان برسانم
گرچه گمان میکنم فضای مجازی این امکان را فراهم نموده تا بدون واسطه بتوانید با ایشان گفتگو نمائید
در ضمن اگر پرسشهایتان از منهم نظیر نقدتان از فدراسیون گنگ نبود و قابل درک اینقدر به زحمت نمیافتادید
موفق باشید و سربلند
زارعی
سپتامبر ۸, ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۴۶
:ضرابیان گفت
درودبرشما
جناب زارعی عزیز
گفتگوی ما از چند ماه پیش بااین فکر که شما از مدیران فدراسیون هستید وبااین این پرسش شروع شد که چرا تشکیلات رسمی کوه نوردی ، گزارش وتحلیلی از حوادث ریزودرشت کوه نوردی کشور ارایه نمی کنند تا بتواند هم جلوی حوادث بعدی رابگیرد وهم اعتماد واعتقاد جامعه کوه نوردی را به این تشکیلات بالا ببرد ؟
پرسش از این شفاف تر وروشن تر ؟
شما فرمودید که چرا نبش قبر می کنی ؟ برو نقد فنی بنویس . گزارش دارم ولی هروقت بخواهم منتشر می کنم . مردم جنبه شنیدن حقایق را ندارند و
شما که پاسخ شفا فی ندادید ، حال بربنده منت بگذارید واین پرسش را به گوش دیگر مدیران محترم فدراسیون برسانید . از شما سپاسگزار خواهم شد
شادوپایدارباشید
سپتامبر ۸, ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۵۰
:رضا زارعی گفت
سلام جناب ضرابيان عزيز
از اينكه از طرف من سوال طرح كردي و به زعم خودت آنها را تحليل كردي سپاسگذارم (نبش قبر و نقد فني و هر وقت بخواهم و ...) افكار جالبي دارد و خوشم مياد باهاتون بحث كنم در اين زمينه ها
اما جوابي كه به آن پرسش ابتدايي شما دادم و منهم مانند شما با آن موافقم در مورد عدم ارائه گزارش حوادث و تحليل آن است. حال توقع شما از بنده چيست نميدانم
آنرا به مسئولين فدراسيون گزارش دهم؟ كه خود خواننده همه نقدها هستند و نيازي به تكرار ندارند
...به اين پرسشها پاسخ دهم؟ كه خود پرسشگرم و منتقد آن و
با اين احوال پرسش شما بر ديدگانم (شما چه كم توقع هستيد! فقط همين؟ خوب مومن اين حرف را همان ابتدا صريح ميپرسيدي تا اينقدر اذيت نشوي) با اين حال خوشحالم كه چنين پرسشهاي ساده اي زمينه حضور چون شما بزرگواري را در اين وبلاگ راهم مي آورد
شاد و پيروز باشيد
زارعي
سپتامبر ۹, ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۳۷
:ضرابیان گفت
درودبرشما
جناب زارعی گرامی
درست فرموده اید ! ما روستایی ها ساده دل هستیم و کم توقع ، پرسش هایمان هم ساده است
وقتی بعد ازچندماه گفتگو ، با وجود این که تمام شان مکتوب ودر دسترس هستند ، فرمایشات خودتان را تکذیب می فرمایید
،باورمان می شود
وقتی می فرمایید خودتان هم منتقد وپرسشگر تشکیلاتی هستید که سمت مهمی در آن دارید و پای ثابت کارشناسی تمام حوادث ریزودرشت کوهستان، باورمان می شود
وقتی می فرمایند ازدست رفتن هشت جوان این سرزمین حادثه جاده ای بوده است ، باورمان می شود
وقتی می فرمایند رفتن ما به اتازونی دیپلماسی پینگ پنگ است ، باورمان می شود
وقتی چند صد میلیون تومان برای صعودی نه چندان با ارزش ، هزینه می شود و می فرمایند به خاطر پیشرفت ورزش کوه نوردی است ، باورمان می شود
وقتی اعضای محترم هیات مدیره پای ثابت تمام سفرهای خارجی هستند ومی فرمایند از جیب خودمان هزینه می کنیم برای خاطر انجمن ،باورمان می شود
وقتی به بهانه دلسوزی برای محیط زیست ،فرهنگ چندهزارساله این سرزمین را لگد کوب کرده و می فرمایند فرهنگ سازی می کنیم ، باز هم باورمان می شود
چه کنیم ! روستایی هستیم وساده دل
شادوپایدارباشید
سپتامبر ۹, ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۰
:رضا زارعی گفت
جناب ضرابیان عزیز سلام مجدد و عرض ادب
حق دارید باور کنید
باور کنید در سرزمینی زندگی میکنیم که منتقدینش فقط باور میکنند و ادعا
باور کنید در سرزمینی زندگی میکنیم که تنها از منتقدینش در مرگ جوانانش در بهمن از کنار خطاهای هم شهریانش به راحتی میگذرند و خطاهای بالا دهیها را پر رنگ میکنند
باور کنید در سرزمینی زندگی میکنید که اگر شما هم همراه اتازونیشان بودید سکوت میکردید و لب به سخن نمیگشودید اما اکنون چشم بر دست آوردیهایی که سفرشان میتواند داشته باشد می بندید
باور کنید تا زمانی همراه هیئت مدیره ها هستید که اکتشاغاتتان را به نام خودتان ثبت میکنند و اگر بجز این باشد شمشیرتان برنده تر از ذوالفقار است
باور کنید فرهنگ ما لگدکوب کردن است، و تفاوت ندارد از بالا به پائین و یا از پائین به بالا باشد
باور کنید شما روستائیان هوای خوب استنشاق میکنید و ما شهریها دود خودرو، کدام روستائی است که بداند دود و سرب چه به روز این جماعت آورده؟ مگر در دست نوشته ها بخوانند و سر برزن آن را نقل کنند
پیروز باشید
سپتامبر ۹, ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۱۳
:ضرابیان گفت
درودبرشما
دوست عزیز به نظر می رسد زبان روستایی کارگر شد و شما با زبان بی زبانی اقرارکردید تا زمانی که باهیات مدیره هستید سکوت ومصلحت اندیشی پیشه می فرمایید . اگر از اول این را می فرمودید دیگر اینقدر به زحمت نمی افتادید
ما روستایی زاده ها را چه کار به اتازونی
برای این که کمی سرب ودود را از خود دور کنید از شما دعوت می کنم در لواسان سری به ما بزنید واز نزدیک با باورها وافکار وفعالیت های ما آشنا شوید
شادوپایدارباشید
سپتامبر ۹, ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۳۹
:رضا زارعی گفت
سلام مجدد به دوست گرانقدرم آقای ضرابیان عزیز
از اینکه از من دلسرد شدید متاسفم، شاید طبع روغن کرمانشاهی ما شهرنشینان و اثرات دود و دم موجب شده نتوانیم بر خلاف انتظارتان مجیزتان را بگوئیم و سخنانتان را تایید نمائیم. از اینرو بهتر است به سراغ همان دوستانی بروید که بدون اطلاع از صحت وقایع قلم میرنند و شما را هم تایید میکنند
برایتان آرزوی سلامتی دارم. اگر گدرتان هم به شهر دود گرفته ما افتاد بر ما منت نهید. بر خلاف تصورتان در شهرنشینان هم مهمان نوازی وجود دارد
پیروز باشید و سربلند
زارعی
سپتامبر ۱۰, ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۲۰
:ضرابیان گفت
درودبرشما
دوست شهری عزیز
اطمینان دارم در این شهر پرازدود وسرب و دروغ وریا ، روغن کرمانشاهی اصل گیر شما نمی آید که بخورید ومجیز ما را بگویید . البته که مشتاقانه منتظر مجیز گویی وتایید دیگران هستیم
عرض کردم که روستایی هستیم و کم اهمیت ! کمی که به ما روبدهید ! توقعمان بالا می رود وبه دنبال مجیز شنیدن وتاییدیه گرفتن می رویم
شما که ما را ناامید کردید به ناچار باید سراغ همان دوستانی برویم که شما می فرمایید ، اگر محبت کرده نشانی این عزیزان را مرحمت بفرمایید ، سپاسگزار می شویم
برادر هشت ماه است در خدمت شما هستم یک دانه قند ندادی ! چای را تلخ نخورم ! آن وقت صحبت از مهمان نوازی می فرمایید !! لطیفه قشنگی بود
شادوپایدار باشید
سپتامبر ۱۰, ۲۰۱۰، ساعت ۱۶:۰۷
:رضا زارعی گفت
سلام مجدد و درود بر شما جناب ضرابیان عزیز
برادر بزرگوار تلخی و بی قندی همصحبتی با ما را با حساب اینترنت و زمانی که برای این گفتگوی به زعم شما بی ثمر در کنید. حداقل آن این حقیقت بود که کوچه را اشتباهی آمده بودید شاید راهی نو یافتید و وقت خود را برای دلهای دود گرفته ما تلف نکنید
امید که دگر بار مارا از همصحبتی و نصایح خود بی نصیب نگذارید. سلام ما را به همشهریان راستگویتان برسانید
به امید دیدار
زارعی
سپتامبر ۱۰, ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۲
:ضرابیان گفت
درودبرشما
جناب زارعی گرامی
دیگر کم مانده است که تشریف بیاورید لواسان ورایانه را برسر بنده خرد کرده ودر تشکیلات کوه نوردی مارا تخته بفرمایید ! چرا ؟ چون عرض کرده ام : رطب خورده کی کند منع رطب
تصوری بربی ثمر بودن این گفتگوها ندارم هرچند که به باور شما این گونه باشد و اطمینان دارم که در ضمیر ناخودآگاه ما اثرخودش را گذاشته است
کوچه را درست آمده ام ولی این که خودمان را به کوچه علی چپ ! بزنیم بحث دیگری است
سلام شما را هم به هم ولایتی ها می رسانم البته که باور خواهند کرد
شادوپایدارباشید
سپتامبر ۱۱, ۲۰۱۰، ساعت ۰:۳۹
:رضا زارعی گفت
سلام جناب ضرابیان
حداقل فایده این بحث به قول شما بی ثمر برای وبلاگ ما داشتن یک مشتری پروپا قرص بود در این آشفته بازار بی خوانندگی! پس چندان هم بی ثمر نبود. به همولایتی هایتان سلام ما را هم برسانید. راستی میگویند قیمت املاکتان به بهائ شمیرانات و شمال شهر تهران رسیده. اینهم از برکت هجوم هم شهریهای پولدار ما به آن دیار است که لواسانات را هم از انزوا خارج ساخته و به منطقه نمیدانم چندم تهران تبدیل نموده
با این اوصاف شما هم چندان دور از مرکز نیستید که خود را هوای پاک خورده می دانید
باید مراقب احوالاتتان باشید تا همچون ما سروقتتان به دکتر و قند و کلسترول نیافتد. تفاوتتان با ما را هم فراموش نکنید که شما روغن خوب میخورید و ما چربی دست چندم بجای روغن کرمانشاهی
خوش و خرم باشید
منتظرتان هستم
سپتامبر ۱۱, ۲۰۱۰، ساعت ۹:۳۸